دوئل چشمهایت را دوست دارم - محدثه بلوکی

دوئل چشمهایت را دوست دارم .

وقتی که نگاهم می کنی

این شعر هم دلش برایت تنگ می شود.

"چراغ ها را من خاموش می کنم"

می خواهم این بار با روشنایی چشمهایت

سپیدآریِ یک شب زیبا را

به تمنّای این شعر دعوت کنم.

ای رُخداده در من

من جانم به لبخندهای تو بند است .

بگذار که تصویر این شعرِ زیبا

در نقاهتِ بوسه هایمان جان بگیرد !

بیا در عمقِ جانم

ریشه کن در من

آمیخته شو با من

عاشقم باش

لحظه ای با من

تن به تن

تنها با من...

دوئل چشم هایت را دوست دارم.

 

"محدثه بلوکی"

 

از کتاب: آزادی، چون رقصی در باد... / 1397



منبع این نوشته : منبع
دوست ,چشمهایت ,دوئل ,دوست دارم ,محدثه بلوکی ,دوئل چشمهایت

چشمانت راز آتش بود - محدثه بلوکی

چشمانت

راز آتش بود.

در التهاب قلب ویران شده ام

و لبانت چون دشنه ای سوزان

که مرهم تمام زخم های قبل از تو با من بود !

و آنقدر با آتش دوست داشتن

و عطر تنت زندگی کرده ام

که همه چیز را از یاد برده ام جز تو

و حالا دیگر هراسی ندارم

از این همه سوختن

از این همه زخم

و خاکسترِ خاطراتی که

از من و تو به جای خواهد ماند.

 

"محدثه بلوکی"

 

از کتاب: آزادی، چون رقصی در باد... / 1397


شاعر محدثه بلوکی


منبع این نوشته : منبع
محدثه بلوکی

از گندم‌ زارها که می‌ گذرم - آرزو نوری

از گندم‌زارها که می‌گذرم
دست‌ام به خوشه‌هاست
دلم با تو


از خیابان که می‌گذرم
یاد تو با من است
چشم‌ام به چراغ راهنما


راه که می‌روم با منی
کندتر از من قدم برمی‌داری
زودتر از من
به خانه می رسی ...

 

"آرزو نوری"

 

برگرفته از کانال "باران دل"

baran_e_del@


منبع این نوشته : منبع
آرزو نوری

اگر مرا ببوسی - آلدا مرینی

اگر مرا ببوسی
و اگر من چشم در چشم تو شوم
می ترسم از ویرانی ام
نگاه تو چون شراره ای است
که ناگهان
شعله ور می شوند
و من
به زندگانی بلند گل سرخی فکر می کنم
که بی هیچ تشویشی
در انتظار جاودانگی ست

 

"آلدا مرینی"

مترجم: اعظم کمالی

 

منبع: وبسایت اکولالیا

http://echolalia.ir

 

آلدا مرینی - Alda Merini


+ آلدا مرینی (ایتالیایی: Alda Merini؛ ۱۹۳۱ – ۲۰۰۹) شاعر و نویسنده اهل ایتالیا بود.



منبع این نوشته : منبع
مرینی ,آلدا ,آلدا مرینی

بیا و این بار تو مرا دعوت کن - محدثه بلوکی

در من هنوز شعری از تو به جا مانده

که نه دیگر می شود آن را در ظلمت شب

و نه با اولین طلوع سپیده دم پیدا کرد !

این زن چه خوب می داند

که چشم هایت

تمام قافیه های دلم را دزدیده است.

بیا و این بار از تمام قافیه های این شعر عبور کن

و مرا به اولین طلوع خورشید دعوت کن

به لحظه ی رویش گل های نرگس

به اولین قرارهای خیس ماهی های عاشق

بیا و این بار تو مرا دعوت کن

...

"محدثه بلوکی"

 

از کتاب: آزادی، چون رقصی در باد... / 1397


منبع این نوشته : منبع
دعوت ,اولین ,محدثه بلوکی ,تمام قافیه ,اولین طلوع

دیگر رویایی ندارم - روشنک آرامش

دیگر رویایی ندارم
و خیابان های ذهنم
همه از تردد تنهایی دلگیرند

زنی
که دست هایش را برای روز مبادا کنار گذاشته
و قلبش را به حراج می گذارد
موهایش را به خیریه می بخشد و
تنهایی اش را زیر پلک هایش چال می کند
دردش واگیر دارد

و تو که روحش را جویده ای
و دست از سر استخوانش بر نمی داری
هرگز نخواهی فهمید
زن هایی که در آشپزخانه می میرند
و در آتش دفن می شوند
و ققنوس وار از خاکستر زاده می شوند
جمعیتی رو به ازدیادند

در ایستگاه قطار منتظر نیامدنم بمان
قطار ها دیگر به ایستگاه ها وفادار نمی مانند!

"روشنک آرامش"



منبع این نوشته : منبع
روشنک آرامش ,رویایی ندارم ,دیگر رویایی ,دیگر رویایی ندارم